گل بهار

من و زندگی

/ بازدید : ۱۰

من ازدواج کردم... 

ازدواج کردن من انقدر داشتان طولانی و عجیب و غریبی بود که الان گاهی اوقات که به گذشته نگاه میکنم با خودم فکر می کنم واقعا این من بودم که از این راه ها گذشتم و به الان رسیدم 

من راه های عجیب و غریبی رو طی کردم تا به ازدواج رسیدم 

و همه نوع رنجی رو تحمل کردم... 

ولی بعد از این همه نشدن ها و نرسیدن ها 

فهمیدم اگر ادم کاری رو عاشقانه و از ته ته ته دلش بخواد بهش می رسه 


به شرطی که اونا از اعماق دلش از خدا بخواد 

و باور داشته باشه خدا حتما به اون میده 

حتی اگر سالیان سال پشت در انتظار لعنتی باایسته


و خدا عاشقانه به خواسته های ما توجه داره.  

حالا احساس میکنم همه ی اون چیزی که میخواستم شد از این به بعد باید چیکار کنم 

حالا عمیقا از خدا میخوام بهم یه کار خوب بده 

و بعد از چند سالی بهم لذت مادر شدن بده.  


اینا اهدافیه که امیدوارم باز لطف خدا شامل حالم بشه و بهم عنایت کنه.  



حالا من موندم... یه دختری که تو شروع راه جدید زندگیشه با اهداف جدیدش 

نویسنده : گل بهار ۰ لایک:)
گمـــــــشده :)
۲۵ شهریور ۰۹:۱۰
مبارکه عزیزم
زندگیت پر از شادی و سلامتی باشه
پاسخ :
مرسی گلم
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
About Me
به نام خدای سرشار از لطف و مهربانی
دختری 27 ساله ...ساکن تهران


از جهانی پر هیاهو به گوشه ی دنجی پناه آورده ام ...


آدرس اینستاگرام : sheidaei_1989


طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان