گل بهار

بخشش

کل روز جمعه (دیروزمو) صرف فکر کردن به بخشش کردم . 

بخشیدن ادم های که به هر نحوه ی چه خواسته چه ناخواسته بهم بدی کردند . 

همه ی ما تو زندگی هامون آدم های رو داریم که بهمون بدی کردند ...کارهای که نباید می کردند رو کردند ...

غصه های که نباید میزاشتن رو گذاشتن ... 


حالا ما موندیم و خاطره ی اون روزها و اون ادم ها ... 

اون ادم های که تو زندگی هامون به هر دلیلی بهمون بدی کردند یا الان دارن زندگی هاشونو می کنن یا فوت

شدن یا ..... 

به هر حال اون ادم ها یا هستن یا نیستن یا خوشحالن یا ناراحتن ...یا شادن یا غمگینن ... 

بخشیدن و نبخشیدن ما هیچ دردی نه از اونا دوا می کنه نه دردی رو بهشون اضافه می کنه . 

نه قدرت اینو داره که گذشته رو به ما برگردونه ... 

بخشیدن و نبخشیدن ما هیچ کاری به اونا نداره ...هیچ راهی رو نه به روی اونا باز می کنه نه به روی اونا بسته 

می کنه . 


پس ما با بخشیدن اونا هیچ لطفی به اون ادم ها نمی کنیم . 

ولی می تونیم یه بار هزار تنی رو از دوش خودمون برداریم . 


خیلی کار سختیه ....فوق العاده سخته . 

لیست کردم از ادم های که باید ببخشمشون ...همه رو از اول ...حتی کسایی که کار خیلی کوچیکی کردند ...

همه رو بخشیدم ...

تا رسیدم به یه ادمی ....ادمی که چهار ساله ندیدمش ....هیچ وقت هم دوست ندارم ببینمش ...

اون ادم به پدر و مادر من خیلی بدی کرد ...بخشیدن کسی که به پدرت بدی کرده و الان هم پدرت دیگه نیست 

سخت تره ... خیلی .... 

بخش اول ...بخشیدن کسانیه که به ما بدی کردند 

بخش دوم ...که مهم ترین بخشیدن هم هست ...بخشیدن خودمونه . 

من خیلی تو این مورد ضعف داشتم .... 

اشتباهات و خطاهایی که تو گذشتم کردم ....همه ی ما کارهای کردیم که نباید می کردیم ...حرف های زدیم که 

نباید می زدیم ...راه های رفتیم که نباید می رفتیم ... 

ولی به قول بهار حقیقی : 

یادت باشه بینشی که الان نسبت به زندگی داری ، نتیجه ی همه ی اشتباهاتیه که تا حالا مرتکب شدی.اگه یک روز از زندگیت یک شکل دیگه میشد،  شاید هرگز آگاهی الانت رو نداشتی! پس به خودت یاد آوری کن که در هر زمان بر اساس میزان آگاهیت در اون زمان رفتار کردی.آگاهی هم مثل لباس میمونه. لباس 10 سالگیت، برازنده ی اون سن بوده! پس خودت رو به خاطر لباس 10 سالگیت (آگاهی کوچکت که باعث اشتباهت شد)شماتت نکن!



من بعد از بخشیدن همه ادم های زندگیم و از همه مهم تر "بخشیدن خودم " احساس بسیار خوبی داشتم . 

انگار یه بار خیلی سنگین از دوشم برداشته شد . 

حالا خودمو دوست دارم . 

حق اشتباه کردن رو به خودم میدم ...

  

چند تا تمرین عملی در اینجا میگذارم برای کسانی که دوست دارن مثل من... بقیه و خودشونو ببخشن :) 

مطالب از دوست بسیار خوبم بهار حقیقی ...

  

تمرین بخشایش 1 _ این تمرین رو در وقت مناسبی انجام بدین که فرصت کافی داشته باشین.چند تا ورق سفید بگذارید مقابلتون. باز هم یه مهمونیه! گوشی تلفنتون رو خاموش کنین.شمع و عود روشن کنین. یه معاهده ی بزرگ قراره بسته بشه! می تونین شکلات و شیرینی هم بگذارین! (جدی میگم) اگه دوست دارین ، یه موسیقی آروم هم برای خودتون بگذارین. بالای صفحه تون بنویسین: خدایا! من همه ی این ها رو می بخشم..این یه عهد نامه است بین من و تو. چون گفتی اگر ببخشم، بخشیده میشم! اگر هم کسی بینشون هست که احساس می کنم کاملا" نمی تونم ببخشمش، از تو می خوام به عنوان وکیل من، اون رو ببخشی!و کمکم کنی تا من ببخشمش! خدایا! من همه رو به تو می سپرم! من به تو توکل می کنم!( فراموش نکن معنای توکل همینه! کسی را وکیل خود قرار دادن!) اون وقت شروع کنید! از دوران بچگی تا حالا. هر کسی رو که بهتون بدی کرده یا به هر دلیلی یه زمانی ازش ناراحت شدید ، رو بنویسید.نگید من همه رو بخشیدم! اگه بخشیده بودین، الان اسمشون و مشخصات خودشون و همه ی کارهایی که کردن، یادتون نمی اومد!  همه رو بنویسید. حتی مسایلی که الان به نظرتون کوچک و بی اهمیت می یاد.ته نوشته هاتون بنویسین: این ها و همه ی کسانی رو که به یاد نمی آرم یا خبر ندارم که به من بدی کردند، همه را می بخشم و آزاد می کنم.

 

تمرین بخشایش 2 _ باز همون فضای قبل رو آماده کنین.اما این بار بالای صفحه تون بنویسین: این ها کسانی هستند که من احساس می کنم بهشون بدی کردم. خدایا! از تو می خوام بهشون کمک کنی تا من رو ببخشن.اگه نمی تونن، تو به وکالت و نیابت اون ها، من رو ببخش!  من به تو توکل می کنم!بعد شروع کنید و هر کسی رو که به یاد آوردین، بنویسین. تهش بنویسید: اینها به علاوه ی کسانی رو که من به یاد نمی آرم یا نفهمیدم که رنجوندمشون!

 

تمرین بخشایش 3 _این تمرین رو، فقط در باره ی کسانی که ازشون کینه دارید و هنوز وقتی بهشون فکر می کنید، عصبانی می شید ، انجام بدید. این تمرین رو فقط یک بار در باره ی هر فردی می تونید انجام بدید. یک جای راحت در تنهایی بنشینید، اگه عکسی از طرفتون دارید، بگذارید مقابلتون. در غیر این صورت، اگه وسایلی مربوط به اون دارید، مقابلتون بگذارید.در غیر این صورت فقط مجسم کنید که اون شخص روی یک صندلی مقابل شما نشسته و دهنش رو با یک دستمال بستن و اون قادر نیست به شما جواب بده. حالا هر احساس بدی رو که بهش دارین، با تمام دلخوری ها و عصبانیت هاتون بهش بگید. هر چیزی که دوست دارین! حتی می تونین باهاش دعوا کنین! ( فقط همین یه بار اجازه دارین ماند تولید کنین! اون هم به خاطر این که با بیان این ماند ها ، اون ها رو از جایی که در درونتون، مخفی کردین،بیرون می ریزید و آزاد می شید.) وقتی همه ی حرفهاتون  رو بهش زدید، اون وقت اسمش رو در لیست بخشایش بنویسین. راستی اگه با نوشتن  راحت ترید، می تونید همه ی این ها رو براش بنویسید.

 

نکته ی مهم: استاد من می گفت بخشایش یک امر درونیه و بیرونی نیست. پس لزومی نداره همین الان گوشی تلفن رو بردارین و به همه اعلام کنید که اون ها رو بخشیدید! فراموش نکنین ، شما با بخشیدن دیگران، به کسی لطف نمی کنید ، غیر از خودتون! پس از کسی طلبکار نشید! یادتون باشه با بخشیدن هر کسی دارین یه زنجیر رو از پای خودتون باز می کنین! وقتی کسی به شما یک ضربه ی چاقو می زنه، فقط یک بار این کار رو انجام داده! اما ما با نبخشیدن اون ، و فکر کردن دائمی به کار اون، در اصل در هر لحظه، یک بار به خودمون چاقو می زنیم!

 

 نکته ی مهم: برای بخشیده شدن هم خیلی خوبه از دیگران طلب حلالیت کنید، اما استاد من می گفت فعلا" هیچ لزومی نداره با گل و شیرینی به دیدن صد نفر برید و تقاضای بخشش کنید. اول بهتره به همین تمرین ها بسنده کنید و باور کنید که چون انرژی از بین نمی ره و فقط تغییر شکل می ده پس روح طرف مقابل شما، انرژی شما رو دریافت می کنه و عمل بخشایش انجام میشه. اون می گفت اگه کسی رو به این صورت ، واقعا ، بخشیدید، تعجب نکنید اگه فرداش بهتون تلفن کرد و عذر خواهی کرد!

 

نکته ی مهم: تکنیک های بخشایش، رو  هر چند روز یک بار انجام بدید تا به حل شدن گره های انرژیتون کمک کنید.

 

و مهم ترین تمرین بخشایش:

در همون فضای روحانی، در خلوت خودت، روی صفحات کاغذ، بنویس :خدایا ، من خودم رو می بخشم و آزاد می کنم به خاطر....( اون وقت تک تک کارهایی رو که به خاطرش یک عمر خودت رو شماتت کردی بنویس و به نام نامی خداوند که بخشنده و مهربانه، خودت رو  ببخش! ( بر خلاف تصور، این سخت تر از همه ی تمرین های بخششه و بیشتر از همه احتیاج به تکرار داره!)

 

بانوچـ ـه
۲۰ خرداد ۹۶ , ۱۵:۰۳
درسته نبخشیدن و کینه داشتن بیشتر ِ بارش روی خودمونه ولی از نظر اون دنیا و حساب و کتاب برای اون هم میتونه بد بشه.

قبول دارم بخشیدن خودمون واقعا سخت تر از همه ست...

منم توی بخشیدن، خیلی لنگ میزنم، بخصوص اونایی که به مادرم بدی کردن، امیدوارم بتونم همه رو ببخشم بخصوص خودم رو.

پاسخ :

اره واقعا ...ذره ای خوبی یا بدی پیش خدا بدون جواب نمی مونه .
ایشالا ...حتما میتونی بانوچه جان :*
**مزگت **
۲۲ خرداد ۹۶ , ۱۵:۳۱
الان ک بخشیدی, به این معنیه که اگه دوباره ببینیشون,مث یه آدم معمولی باهاشون برخورد میکنی؟
پاک کردن و برداشتن اون بار سنگین یعنی خالی بودن وجودت از هرچی کینه
الان اونا رو ببینی,واقعا مث آدم عادی اند؟عادی برخورد میکنی؟
اگه بخشش واقعی و نهایت وجودت باشه,باید اینطور رفتار کنی.


 یه مثال میزنم
یه قلدری,بزنه ناقصت کنه.
تو تو حرکتت,ازدواجت,روابط اجتماعی ات و هرررر چیز دیگه, مشکل برات ایجاد شده باشه
نتونی اثبات کنی اون این کارو انجام داده,اون وحشی هم کماکان داره به قلدریش ادامه میده
کینه تو هم هیچ فرقی به حالش نداره چون اون داره زندگیشو میکنه و تویی ک گوشه خونه افتادی و کینه رو کینه میذاری.
اینجا چی؟ میگذری؟ بازم میبخشی؟
.
.
.
من میگم تو این موارد,با بخشش ات,داری جواز ادامه ی بی شرمی و حیوون صفتی رو ب اون آدم میدی
گاهی نباید بخشید
گاهی واقعا نباید بخشید
گرچه بخشش بهترین و پاک ترین راه موجوده
گرچه آدمو آزاد میکنه
گرچه کینه درد بیشتری داره
اما تو این موارد,انتقام بیشتر آدمو آروم میکنه.
اگه نبود,خدا قصاص رو نمیذاشت تو احکامش.
گاهی ماییم با قلب رؤوف مون , با بخشش مون که اشتباهات دیگرانو پر و بال میدیم... باید قیچی ش کرد,که ادامه پیدا نکنه...که دیگرانو بدبخت نکنه...
.

پاسخ :

اره ...من اونی که بخشیدم رو از ته دل بخشیدم .

در مورد مثالت ...من اونی که تو نوشته ام گفتم 4 ساله ندیدیمش خیلی خیلی بیشتر از این مثال به من ضربه زد ...خیلییییی ...ولی به قول خودت اون ادم داره زندگی خودشو می کنه ....من با نبخشیدن چی به اون میدم ؟...فقط روز به روز خودم بیشتر فلج میشم ....فلج تر میشم ...از لحاظ روانی .

وقتی کسی رو میبخشی هیچ لزومی نداره بری بهش بگی ...اره پروتر میشه ...حتی تو این نوشته های که اینجا کپی کردم گفته ...هیچ لزومی نداره برید به طرف بگید ... 
اگه واقعا می تونی برو انتقام بگیر ....برو بگیر تا حداقل با روح و روان خودت مساوی بشی نه اینکه کینه و نبخشیدن رو تو دلت رشد بدی و بدی که خودتو روز به روز داغون تر کنه .... 
منظور از بخشیدن ....پرو کردن طرف مقابل نیست ...مهم اینه که من قلبمو از هر گونه خشم و نفرت خالی کنم ...
اونی که به من ضربه زده ...ضربه زد و تموم شد رفت منم هیچ کاری واقعا دیگه نمی تونم کنم ...حالا من با نبخشیدنش کی رو اذیت می کنم ؟ خودمو یا اونو ؟ 
این کینه های انبار شده روان منو اشفته میکنه یا اونو ؟ 

به نظر من خدا هست و اون بهترین قاضیه که خودش در برابر ظلم های که شده بهترین حکم رو میکنه ...و من اینجا ادم های که بهم بدی کردند رو می بخشم تا راحت تر ...اسوده تر ...و با ارامش بیشتری زندگی کنم فقط و فقط به خاطر خودم :) 


این همون قسمتیه که در نوشته هام گذاشتم : 
بخشایش یک امر درونیه و بیرونی نیست. پس لزومی نداره همین الان گوشی تلفن رو بردارین و به همه اعلام کنید که اون ها رو بخشیدید! فراموش نکنین ، شما با بخشیدن دیگران، به کسی لطف نمی کنید ، غیر از خودتون! پس از کسی طلبکار نشید! یادتون باشه با بخشیدن هر کسی دارین یه زنجیر رو از پای خودتون باز می کنین! وقتی کسی به شما یک ضربه ی چاقو می زنه، فقط یک بار این کار رو انجام داده! اما ما با نبخشیدن اون ، و فکر کردن دائمی به کار اون، در اصل در هر لحظه، یک بار به خودمون چاقو می زنیم!
**مزگت **
۲۲ خرداد ۹۶ , ۱۸:۰۰
خب اونی رو که بخشیدی , اگه تو زندگی روزمره ات دوباره ببینی,چطور باهاش روبرو میشی؟
مث آدم عادی؟
مثلا بشه همکارت تو یه اتاق 5 نفره
چطور باهاش رفتار میکنی؟

پاسخ :

سعی میکنم بهش نفرت نداشته باشم اگه هم احساس بد بهش داشته باشم از خدا میخوام این احساس بد رو از بین ببره :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
به نام خدای سرشار از لطف و مهربانی
دختری 27 ساله ...ساکن تهران


از جهانی پر هیاهو به گوشه ی دنجی پناه آورده ام ...


آدرس اینستاگرام : sheidaei_1989


Designed By Erfan Powered by Bayan