گل بهار

منو به حال من رها نکن

با تمام اعماق وجودم از خدا میخوام همه تاریکی ها و سیاهی ها و نادانی ها و ناآگاهی های قلبم رو برطرف کنه .


از خدا میخوام هر تاریکی رو از قلبم پاک کنه . 

به من در این مسیر نه تنها کمک کنه ...پناه باشه .
ازش می خوام بهم کمک کنه که ارزویی که در دل دارم براورده بشه .
بهم توان صبر ...مقاوت ...پایداری ...صبوری بده . 


وقوع ِ یه اتفاق تلخ ِ سنگین، یا تکرار ِ چند باره و پشت ِ سر هم یک سری اتفاقات (اتفاقاتی که تو بعضی هاشون نقشی نداشتی و بعضی ها رو هم به هزار و یک دلیل درست و نادرست با انتخاب خودت به وجودشون آوردی) تو زندگی و ناراحتی های ِ حاصل از اون و درد و رنجی که ازشون کشیدی، باعث میشه حتی وقتی که با بالغ ِ خودت و با آگاهی مسئله رو پذیرفتی و تحلیل کردی و تمام تلاشت رو جهت درمان و جبرانش میکنی، نگرانی و ترس ِ کودکانه ای ته ِ دلت باقی بمونه، و کودک مضطربی درون ِ تو زندگی کنه که گاهی اوقات زورش از بالغت بیشتر میشه، اونقدر بیشتر که تو از هر نشونه ی احتمالی، هر اتفاقی که کوچکترین شباهتی با قبل داره، هر حرفی که کمی نزدیک به چیزهایی ِ که تو گذشته آزارت داده باشه و ... میترسی، اونقدر میترسی که اولین و سریع ترین راهی که به ذهنت میرسه دفاع از خودته، اونقدر می ترسی که میخوای دیوار ِ غیرقابل ِ نفوذی دورت بکشی و به اونجا پناه ببری. میترسی و یا با وحشت با اتفاقی که شاید فقط تو ذهن تو در شرف وقوع ِ میجنگی، یا اینکه میخوای هرچه سریعتر برگردی به جایی قبل از وقوع ِ حادثه یا نشونه ها، به قبل از اینکه اون اتفاق ِ ناراحت کننده بیفته، به قبل از اینکه درد بکشی، یا اینکه دست و پا میزنی برای پرش به آینده ای که هیچ یادی آزارت نمیده...

و اون وقت ِ که این کودک ِ نگران و ترسش، باعث انجام اعمال و رفتاری در تو میشه که دیگران رو متعجب میکنه، و اونها محکومت میکنن به تعادل نداشتن، به بدخلقی، به عدم ثبات، به طبیعی نبودن و گاهی هم ازت فاصله میگیرن، تو و رفتارت باعث میشه ازت فاصله بگیرن...

و این محکوم شدن و تاکید و تکرارش، به خاطر عدم امنیتی که برات به وجود میاره، به خاطر اینکه حس میکنی که فهمیده نشدی – باز هم فهمیده نشدی- ، بیشتر تو رو به دیواری که دور خودت کشیدی مطمئن و نزدیک میکنه، و باعث ایجاد فاصله عمیق تری بین تو و بقیه میشه، و تو رو بیشتر در نقش ِ کودک ِ مضطرب فرو میبره، کودک ِ مضطرب با همون احساس آسیب دیده، کودکی که همیشه احساس عدم امنیت داشته و همیشه هم به جای شنیده شدن، حس شدن، در آغوش کشیده شدن و امنیت گرفتن، از دست داده، انتقاد شده، تنبیه شده، وادار به سکوت و دم نزدن شده، طرد شده، و هیچ وقت هم فهمیده نشده...

و کاش عزیزایی که کنارت بودن میفهمیدن، میفهمیدن که این کودک، این " تو" ، توی ِ این لحظه، به هیچ چیز و هیچ چیز نیاز نداره جز آغوشی که بشه بهش پناه برد، شونه ای که بشه بهش تکیه کرد، و دستی که گرماش و نوازشهاش باعث بشه بی دغدغه ی تائید و تفسیر حس هاش، ازشون حرف بزنه، حرف بزنه و همه ی چیزهایی که ناراحتش میکنه رو بگه، بگه و اشک بریزه و سبک بشه و احساس کنه که تنها نیست، احساس کنه به جای آدمی که روبه روش ایستاده یا باهاش مسابقه میده، کسی رو داره که همراهمیش میکنه، کسی که توی همه ی حالتها حمایتش میکنه، حتی اگه اشتباه فکر میکنه و حرف میزنه، کسی که درکش میکنه، خسته نمیشه ازش و قصد ِ رفتن نداره، کسی که میتونه دستاش رو بگیره و برگرده به بالغی که همیشه با انرژی برای بهتر شدن و بهتر بودن تلاش میکنه...


*****************************************

 خدا همیشه هست و میبینه، اگر به صورت ملموس دست تو زندگیمون نمیاره برا اینه که بزرگ شیم، معنی اختیار همینه ! با انتخاب بزرگ شدن. او رشد مارو میخواد. مبادا کم بیاری ! بدون باید بزرگ شی. خیلی جاها خراب میکنیم، کم میزاریم و ... ، مبادا نا امید شی! توبه کن، اون بلده امور رو عاقبت به خیر و عافیت کنه مگر غیر از او آثار رو مدیریت میکنن ؟ 

پس به انچه میدونی عمل کن، از انچه نمیدونی و احتمال میدی خراب کرده باشی توبه کن، از انچه کلا نمی دانی با مطالعه و تفکر اگاه شو. و  از انچه که اصلا نمیدانی و نمیدانی که نمیدانی توکل کن و به فیض خدا ایمان داشته باش با دعا و توسل که خدا تورو بی نیاز میکنه.



ان مع العسر یسرا ... فان مع العسر یسرا ...   دوبار تاکید کرده :)


پ.ن) قسمت آبی از وبلاگ دوست داشتی ام رها جان ....کودک درونم این روزها بدجوری ترسیده و لبریز شده از خواستن 
براورده شدن ...تیکه گاه ...پناه و بودن .




هلما ...
۰۱ خرداد ۹۶ , ۱۶:۴۲
و جمله زرد رنگ حرفی باقی نمیزارد... تمام.

پاسخ :

واقعا :)
سام نجفی نیا
۰۱ خرداد ۹۶ , ۱۷:۱۶
++
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
به نام خدای سرشار از لطف و مهربانی
دختری 27 ساله ...ساکن تهران


از جهانی پر هیاهو به گوشه ی دنجی پناه آورده ام ...


آدرس اینستاگرام : sheidaei_1989


Designed By Erfan Powered by Bayan