گل بهار

تحقق آرزو

صبح بود ...روزنامه جلوم باز بود ...خسته و بی حوصله ...ترجیح دادم دراز بکشم و چشمام رو ببندم

...یه لحظه  تصور کردم الان دوست دارم کجا باشم ...یاد عید افتادم که با مامان رفته بودیم شمال 

...تصور دریا ...آرامشش ...تو دلم گفتم کاش الان شمال بودم ...دیگه بهش فکر نکنم ..در حالت خواب

  و بیداری بودم ...که دیدم تلفن زنگ خورد.. عمه بود .تقریبا یه سالی بود که به من میگفت بریم 

 رشت و فرصتش جور نمیشد ...بهم گفت  گل بهار الانمی خوام برم رشت ..میای بریم ؟

میدونستم مامان آدم مسافرت بی برنامه نیست ...میدونستم الان مخالفت می کنه ...ولی برآورده

  شدن آرزوی یه دفعه ای خیلی مزه داره که نمیشه ازش گذشت ...خودم و عمه با هم رفتیم .

ای کاش تمام آرزوها این طوری برآورده میشد ...

رشت رفتم و اومدم و بماند که اصلا خوش نگذشت ولی این برآورده شدنش جالب بود ...



در حین مسافرت یه جا که رزومه پر کرده بودم و جای بود که به دلم نشسته بود ...

اونم جور شد خدا رو شکر ...

اتفاقات خوب افتادن ولی من خوشحال نیستم شاید چون هنوز مونده به آرزوی قلبیم برسم ..


* یکی از هدیه های که این چند وقت به خودم دادم ...خرید از رنگی رنگی بود ...پلنر بزرگ .

من با اینکه پست 4 تا 10 روزه سفارش داده بودم دقیقا 4 روزه دستم رسید . 

برای من خیلی کاربردیه :)



پ.ن) من تو سرکار جلوم سیستم بازه ... ...تازه از دیروز به فکرم رسید که برم وبلاگ های که دوست دارم 
رو بخونم و وبلاگ بنویسم :)))
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
به نام خدای سرشار از لطف و مهربانی
دختری 27 ساله ...ساکن تهران


از جهانی پر هیاهو به گوشه ی دنجی پناه آورده ام ...


آدرس اینستاگرام : sheidaei_1989


Designed By Erfan Powered by Bayan