گل بهار

به نام خدای سرشار از لطف و مهربانی
دختری 26 ساله ...ساکن تهران


آدرس اینستاگرام : sheidaei_1989
آدرس کانالم: ravanshenasi10@

پذیرش

سه شنبه, ۲۷ مهر ۱۳۹۵، ۱۲:۴۲ ق.ظ
شاید وارانه به نظر برسه ولی اولین قدم برای حل کردن مشکلات پذیرش زندگیمونه

چیزی که من خیلی توش ضعف دارم ...
اگه نخوای بپذیری چی برات می مونه ؟
یه چیزهای هست که می تونی تغییر بدی ...یه یا علی بگو و پاشو ..ولی با چیزهای
 که وجود داره و دست تو هم نیست میخوای چیکار کنی ؟
میخوای فرار کنی ؟ تاکی ؟ میخوای نپذیری و تا ابد درگیرش باشی ...
بابا گذشته تموم شده رفته ....هر چی که توش بوده ...هر اتفاقی که توش افتاده ...
ولی تا گذشته رو نپذیری نمی تونی آروم بگیری ...تا نفهمی ...تا درک نکنی همون
مشکلاتی که تو ازش فرار میکنی چی از تو ساختن ...نمیتونی هیچ چیزی رو درست
کنی گل بهار ....
گل بهار بپذیر ...
میدونم سخته ...میدونم این زندگی اونی نبود که تو همیشه آرزوشو داشتی ولی با
نپذیرفتنش چقدر میخوای افسرده باشی ...
میدونی اگه بپذیری ...اگه انرژیتو پس بگیری چی ها که نمی تونی کنی ...


وابستگی بسیار شدیدی به بابا داشتم ...انقدر شدید که هیچ وقت تصور مرگشو
نمی کردم ...میگفتم خدا میدونه که طاقتشو ندارم ...خدا هیچ وقت این درد رو حالا
حالاها به من نشون نمیده...
بابا میگفت ...میخندید ...شب خوابید...صبح دیگه بیدار نشد ...بابا هیچیش نبود
پس چی شد ؟ سکته قلبی ...
آمبولانس بهشت زهرا اومد بابا رو برد ... آی مردم بابای 54 ساله من تا همین دیشب صیحیح و سالم بود ....من نه گریه کردم نه داد زدم
فقط وحشت زده رفتم خونه ی همسایه پایینی ...فردا تشییع جنازه نرفتم ...مسجد
نرفتم من نخواستم که مرگ بابا رو باور کنم ....نخواستم
دو سال کامل طول کشید تا از این بحران بیام بیرون ...
اگه من همون روز فرار نمی کردم و 6 ساعت بالا سر بابا وایمیسادم ...داد میزدم
خودمو میکشتم ولی باور می کردم ...باور می کردم بابا رفت . می تونستم اون 2 سال رو زندگی کنم ...
اگه من تشییع جنازش میرفتم و بابا رو کفن پوش میدیدم ....میمیردم ...ولی میپذیرفتم ....
من نپذیرفتم ...



سخت ترین تمرینم بود  ...دفترتو باز کن...هر چیزی که الان تو زندگیت هست و سخته ...بنویس ...بپذیرش .

این چله گرفتن ها و دعا کردن ها خیلی خوبه ولی چشمام رو بستم و سرمو کردم و رو به اسمان و بهش گفتم ...
هر وقت خودت خواستی بده ...اگه هم نخواستی بهم نده ...من میپذیرم که همه چی دست خودته ..


بازم از پذیرش می نویسم :)



  • گل بهار

نظرات  (۶)

بابا ایولا 
باورم نمیشه تو همون استار قبلی خودمونی؟؟ 
این کتاب که میخونی اسمش راز سایه س؟ 
این پستت عالی بودم 
برم فکر کنم راجبع چیزای که نخواستم بپذیرم بعد بنویسم 
روح بابای مهربانت شاد و قرین رحمت الهی 
پاسخ:
بله ..همون قبلی با کمی تغییرات :)
راز سایه از دبی فورد
ممنونم ..خدا پدرتو حفظ کنه

من هم یکی از مشکلات بزرگم همینه ..
متاسفانه..

راستی نمیدونستم بلاگر هستی :)
پاسخ:
من خاموش میخوندمت آیدا جان
ولی دیگه روشن میشم :)

  • گمـــــــشده :)
  • خدا پدرتو بیامرزه

    موندم چی بگم
    پاسخ:
    ممنونم ..خدا پدرتو حفظ کنه
  • بانوچـ ـه
  • گل بهار ِ عزیزم...
    دختر ِ قوی ِ دوست داشتنی... :)
    خدا رحمت کنه پدر عزیزت رو، چقدر الان خوشحاله که تو داری میری برای ساختن زندگیت :)
    خدا پشت و پناهت ^_^
    پاسخ:
    مرسی ثریا جانم
    ممنونم مهربون
    خدا مادرتو بیامرزه

  • رها مشق سکوت
  • خیلی ناراحت شدم از خوندن اتفاق هایی که نوشتی، اما خوشحالم از اینکه الان درک اینجور نگاه کردن و صبحت کردن در موردش رو داری
    دقیقا همینطوره، شرط اول هر چیزی، پذیرش اونه، خوب و بد، باید در درجه ی اول بودنش رو بپذیریم
    پاسخ:
    ممنونم رها جانم
    دقیقا :)

    سلام...از دست دادن عزیز سخته... باورش غیر ممکنه... فراموش کردن خاطراتش تجزیه کنندس و.....اما...اما....اما...حالا چیکار میشه کرد..؟من شرایطتو دقیقا درک میکنم...هیچ کس جز تو نمیدونه چ فشاریو داری تحمل میکنی...اما میشه پذیرفت میشه ب خدا واگذار کرد میشه گفت مشیت الهی بوده میشه گفت خدا بهتر از من و همه میدونه ک چی حقه...میدونه ک چی درسته...میدونه ک قسمت چیه...صلاح چیه...پس باید بهش اعتماد کرد...باهاش دردودل کرد... باهاش ارامش داشت...ارامش فقط با خدا و کتابش بدست میاد... من ی کتاب بهت پیشنهاد میدم...قرآن...جدید اومده...همیشه جدیده...باور کن جواب همه ی چراهای زندگیت ک هیچ روانشناسی نتونسته بده رو نوشته...در مورد کارت هم بگو...در چ وضعی هستی؟شرکت؟حسابداری؟
    پاسخ:
    سلام
    اره دقیقا همینه

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی