گل بهار

سید نصر الدین

*امروز پنجشنبه 12 تعطیل میشیم ...منم از اون ور گفتم برم امامزاده سید نصرالدین

...دقیقا پارسال این موقع ها بود که خالم این امازاده رو به من معرفی کرد ....

از وقتی که رفتم عاشقش شدم ...خیلی امامزاده کوچیک و غریبیه ...خیلی

یه امامزاده خیلی قدیمیه و خیلی هم خلوته

امروز با خودم قرار گذاشتم هر پنج شنبه برم ...درست روبروی مترو خیام هست ..

خوش مسیره ...

امروز وقتی رفتم داشتم قران می خوندم که دیدم یه خانمه اومد ...من دقیقا روبروی

ضریح نشسته بودم ...خانمه شروع کرد به گریه ...یه دفعه شروع کرد داد زدن

گریه ...داد ...جیغ ....همه قاطی شد ...میگفت شفای مریض منو بده ...بنده خدا یه

بچه سه ساله داشت که سرطان خون گرفته بود ...از اونورش هم برادرش مریض

بود ...ناخودآگاه وقتی داشت بلند بلند گریه می کرد و حرف میزد همه اونجا گریه

 شون گرفت ...واقعا خیلی سخت بود ...

خدا حاجتشو بده ...خدا شفاشون بده ...


*پنج شنبه ها که زود ادم تعطیل میشه خیلی حس خوبی داره ...


*امروز وقتی از سرکار اومدم ...یه حس آشپزی بهم دست داده بود ...اول بلند شدم

حلوا درست کردم دادم خیرات برای بابا ...خواهر و بچه ها هم اینجا بودن ...

بعد بلند شدم یه سوپ خوشمزه درست کردم ...تعریف از خود نباشه سوپ های من

خیلی خوشمزس :)))))

کیک هم می خواستم درست کنم که بمونه واسه فردا ...


*امروز تو امامزاده یه دفعه یه خانمه دو تا ساک اورد بغل دست من گذاشت و به

من گفت میشه حواستون به اینا باشه من میرم دستشویی و برمیگردم ...منم

یه دفعه گفتم باشه وقتی رفت یه دفعه خیلی ترسیدم ...گفتم نکنه بمبی ..چیزی

توش باشه :)))))))

والا ....تا اومد خلاصه قلبم ریخت :)



ftm 1993
۲۴ دی ۹۴ , ۲۱:۱۴
منم یه امام زاده بود بود مسیر دانشگاه بیشتر وقتا سه شنبه ها میرفتم ولی خب از این قرارای تو رو داشتم عملی نمیشد هر سه شنبه دوماه یبار دوبار 
آخههههه بمب: | یه امام زاده کوچیک: | 
تازه بمب هم باشه 
بدرک بابا از زندگی کوفتی راحت میشی 
که هی خیر نداره 
فاطمه هستم روانشناس روحیه دادن: )))
الهی به حق همون امام زاده و به حق امام رضا همه ی،بیمارا شفا پیدا کنن مریض داری خیلی سخت پول قرص آمپول رفتو امد دکتر هزار یه بدبختی 
آخه خدایا شکرت یه بچه یه سال سرطان خون: ( امام حسین شفای این بچه دست تو الهی آمین 

منم کیک دوست دارم ولی گ.ش.ا.دم 
مامانم میخواد دوشنبه بیاد تهران دوباره تنها میشم 
حالا تنها شدن بدرک 
ظرف شستن غذا پختن خانه جاروبرقی کشیدن میفته پای من 
بدم مییییاد از مسئولیت: (((( 
حالا اینا به کنار ادا اصول غذا خوردن اینا بزارم کجای دلم یکی بادمجان نمیخوره یکی ماکارونی نمیخوره یکی بهمان نمیخوره: ))) 

پاسخ :

این امامزاده های کوچیک خیلی به آدم ارامش میده :)
اره از این زندگی راحت میشی ولی در صورتی که اون ور اعمالت خوب باشه ...
واقعا مریض داشتن خیلی سخته ....خدا شفای همه ی مریضا رو بده

به جاش مرد میشییییییی:)))))))

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
به نام خدای سرشار از لطف و مهربانی
دختری 27 ساله ...ساکن تهران


از جهانی پر هیاهو به گوشه ی دنجی پناه آورده ام ...


آدرس اینستاگرام : sheidaei_1989


Designed By Erfan Powered by Bayan